ولی منتظرم که بیاید
برسد
در بزند ...
سر بچرخاند و با بغض بگوید جانم
رفتنم را کُشتم ...
برچسب:
نویسنده: آتنا نوروزی
بسوزانید اگر مردمتنم را در میان خنده های شعله آتشبه دست باد بسپارید سیه خاکستر من راکه او باخود برد زین جاغبار یادگار روزهای سخت ماندن راويا در گوشه صحرابه دور از دست انسانهابه زير تل خاكي تشنه و
برچسب:
نویسنده: آتنا نوروزی
نسیم ورد زبان پنجره ها بود 
برچسب:
نویسنده: آتنا نوروزی
با تمام بد بودنش ....
یعنی با تمام یکنواخت بودنش نسبت به روزای دیگه....
حالم خوبه....
حس شروع دارم ،
حس خلق کردن دارم ،
خدایا خودت ازم دور کن....
تمام اون چیزهایی که نسبت بهشون حالم بد میشه
برچسب:
نویسنده: آتنا نوروزی
از اول هم اومدی که نباشی،
خالی از تو بودنو
هیچ غریبه ای پر نکرد.
یاس...
برچسب:
نویسنده: آتنا نوروزی
برچسب:
نویسنده: آتنا نوروزی
برچسب:
نویسنده: آتنا نوروزی